امیر مهدی جوجوامیر مهدی جوجو، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره
هم دل شدن ماهم دل شدن ما، تا این لحظه: 14 سال و 25 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

امیر مهدی جوجو

دوم اسفند پسرم 19 هه شد

1394/12/10 9:38
نویسنده : ترنم
919 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل پسرم

و سلام به دوستای خوب وبلاگی چقدر دلم براتون تنگیه بود ولی خوب وقت نداشتم بیام بنویسم

ایام انتخابات بود و پسر دایی بابای من که قبلا هم نماینده مجلس بود دوباره امسال شرکت میکرد و ما هم کلی درگیر بودیم  بگذریم چی شد  چه اتفاقای افتاد

پسرم این ماه 19 ماه شدی چقدر این روزا بزرگت تر شدنتو حس میکنم عاشق بازی  کردن با بچه هایی هستی که از خودت بزرگترن و ازشون دل نمیکنی و براشون ذوق میکنی اینقدری که یه روز که بابایی منو رسوند خونه چند تا از بچه ها داشتن تو محوطه بازی میکردن و تو لج کردی خونه نیومدی و دلت میخواست باهاشون بازی کنی  ولی چون هم سن و سالت نبودن و بازیشون محکم بود من نمیتونستم تو رو پیششون بزارم واسه همین  بردمت مجتمع آفتاب اونجا کلی بازی کردی بعد از اون یه بار دیگه هم اونجا رفتیم و از اونجا خیلی خوشت میاد

حالا بریم سر وقت عکسها

عکسهای برف بازی رو تو پست قبلی نزاشتم و حالا اینجا میزارم

این عکس هم مربوط به پست قبلیه که رفته بودیم دزفول امام زاده رودبند

امام زاده زمین خوردی و گوشه دماغت زخم شد که تو عکس هم  پیداست

قبول باشه

همین که حقوق گرفتم با بابایی رفتیم برات کت و شلوار عید گرفتیم

پاپیونش اذیتت میکرد و میخواستی در بیاری

ولی کت و شلوار رو خیلی دوست داشتی

الهی قربونت بشم چقدرم بهت میاد یه دست لباس راحتی هم برات گرفتم بعدا عکسشو میزارم مبارکت باشه عزیزم

یه مدت بود دیگه از مبل بالا نمیرفتی  ولی دوباره شروع شده از پنجره بیرون رو نگاه میکنی

گاهی غروبها که میام خونه تا دیروقت نمیخوابی ولی گاهی هم اینقدر خسته ای که  همینجوری خوابت میبره

راستی از وقتی بابایی گوشی نو خرید شما خیلی اذیت میکردی و گوشی رو میخواستی بعد هم یه هو گوشی رو پرت میکردی به یه نقطه نامعلوم وقتی هم میرفتیم جایی دست بچه ها که تب لت بود جیغ و داد که تو هم میخواستی  واسه همین برات یه تبلت گرفتم  اولش خوب بود مشغول بودی ولی کم کم دیدم ناجور پلک میزنی و چشمات خشک میشه این بود که دوباره تبلت رو ازت گرفتم و فقط وقتایی که میخوایم با یه چیزی سرگرم بشی بهت میدم  خوشبختانه شمام خیلی اعتنا نمیکنی و یه جورایی راضی میشی و استفاده نمیکنی چشمک

راستی گل پسرم کلی دندون در آوردی دندونای نیش همه در اومدن و داری دندون آسیاب در میاری

دندونای آسیابت دو تاشون کامل زده بیرون و دو تاشون هم داره در میاد و صاحب 12 تا مروارید میشیمحبت

 

پسندها (8)

نظرات (5)

گیلدا
12 اسفند 94 12:52
ای جونم پسر خوش تیپ 19 ماهگیت مبارک مرواریدای جدیدتم مبارک
ترنم
پاسخ
ممنون خاله مهربون
شقایق مامان باران
17 اسفند 94 10:37
تبادل لینک؟
ترنم
پاسخ
حتما
آیداکوچولو
24 اسفند 94 8:21
سلام امیرمهدی کوچولو 19ماهگیت مبارک باشه دندوناتم مبارک باشه یادش بخیر خاله چقدر نگران دیر درومدنشون بود کت وشلوارتم مبارک باشه خیلی شیکه امیدوارم سال خوبی داشته باشی
ترنم
پاسخ
سلام آیدا ممنونم. اره مامانم همیشه یه چیزی برای نگرانی در مورد من پیدا میکنه ممنونم شمام سال خوبی داشته باشی
مامان آینده
15 فروردین 95 18:56
سلام مامانی. ممنون که همیشه بهم سر میزنی و منو حسابی شرمنده میکنی. 19 ماهگیه گل پسری مبارک. لباس عیداشم محشره. منم یه کت اینشکلی برا خواهر زادم گرفتم که تو عروسیم شد داماد کوچولو
ترنم
پاسخ
سلام مامان آینده. عزیزم کار خاصی نکردم شما یه دوست خوبی واسه من ممنون. امیر مهدی منم هر جا میرفت با لباس عیدی بهش میگفتن دوماد کوچولو
مامان شهناز
4 اردیبهشت 95 19:01
امیر مهدی جان عیدت مبارک...دندون جدیدت هم مبارک..سال خوبی داشته باشی عزیز دلم
ترنم
پاسخ
ممنونم